احمد احمدى بيرجندى
63
مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )
شايد اگر آفتاب و ماه نتابد * پيش دو ابروى چون هلال محمد ( ص ) چشم مرا تا به خواب ديد جمالش * خواب نمىگيرد از خيال محمد ( ص ) سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى * عشق محمد ( ص ) بس است و آل محمد ( ص ) « 1 » پى نوشتها [ 1 ] - در وصف و صفت سرور پيامبران حضرت محمد ( ص ) . [ 2 ] - كريم السّجايا : داراى خوىها و سرشت نيك . [ 3 ] - جميل الشيم : داراى نهاد و خلق و عادت پسنديده . [ 4 ] - نبىّ البرايا : پيامبر خداوند بر مردمان ( برايا : جمع بريّه : مردم ) . [ 5 ] - شفيع الامم : شفاعت كنندهء امّتها ، پيروان دين . [ 6 ] - مهبط جبرئيل : جايگاه فرود آمدن فرشتهء وحى الهى . [ 7 ] - شفيع الورى : شفاعت كنندهء خلق . [ 8 ] - خواجهء بعث و نشر : سرور مردم در روز قيامت كه برانگيخته مىشوند و زنده مىگردند . [ 9 ] - امام الهدى : پيشواى راه راست . [ 10 ] - صدر ديوان حشر : بالانشين دادگاه و ايوان روز رستاخيز . [ 11 ] - كليم : لقب حضرت موسى ( ع ) كه در كوه طور ( واقع در شبه جزيرهء سينا ) با خدا سخن گفت ( سورهء نساء آيهء 164 ) . [ 12 ] - برآهخت : از مصدر آهختن و آهيختن : كشيدن و بيرون كشيدن . [ 13 ] - اشاره است به معجزهء ( شق القمر ) به دو نيمه كردن ماه . [ 14 ] - وقتى كه آوازهء ظهور و تولد پيامبر ( ص ) در دهانها افتاد در ايوان كسرى ( واقع در تيسفون )
--> ( 1 ) كليات سعدى به كوشش مظاهر مصفّا ، چاپ كانون معرفت ، تهران ، ص 694 .